درباره نویسنده
حامدزمانی
من, کسی که از تجربه آدم وحوا عبرت گرفت تا مبادا دچار طمع , نا شکری از نعمت ها و ناامید از آنچه میخواهد نشود ...
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دیوار ( فروغ نازنین )
  • ۱۳٩٠/۱٠/٢٢
  • ۱۳٩٠/۸/٢٠
  • ۱۳٩٠/٥/۱۸
  • ۱۳٩٠/٤/۸
  • سلام ...
  • شاید .....
  • ۱۳٩٠/٢/٢٤
  • absurdness
  • سال نو ...//
  • روزی که بعدش فردای نیست /// پدیده 2012
  • بدون عنوان ...
  • داغ .. داغ
  • همینطوری ....
  • ۱۳۸٩/۸/۱٦
  • تقدیم به همه کسایی که بچگیشونو اینا تشکیل میداد ....
  • همشو بخونید ... شاید شروعی بشه ...
  • به بهانه هفته جنگ ...
  • مخاطب خاص درد ....
  • حال و هوای این روزای من ..
  • فروغ
  • بازم هم شیخ بهایی
  • شیخ بهایی ...
  • ۱۳۸٩/٦/۱۱
  • ۱۳۸٩/٦/۱٠
  • ماه رمضون ، شبهای قدر ، و طلب آمرزش ...
  • تهدید .. جرات .. عاقبت کار و این مملکت ...
  • ۱۳۸٩/٦/٤
  • محل زندگی هدیه تهرانی
  • وصیت چارلی چاپلین به دخترش...
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
دوستان من
  • جرس نیوز
  • دانلود آهنگ های ایرانی و خارجی
  • فهرست روزنامه های ایران
  • سایت وطن دانلود
  • کتاب الکترونیکی برای موبایل
  • آدرس سایتها در زمینه های مختلف
  • 100 داستان عشقولانه
  • آموزش عکاسی
  • عکسدونی یاسمین
  • ریاضیدان
  • سحر و ریحانه
  • شاعر شنیدنی ست
  • زندگي شيرين
  • محلات هنر
  • ایرن سرزمین دلیران
  • هر چی بخوای داریم
  • آرتمیس
  • شب تاریک
  • شب نوشته های یک عاشق
  • رد پای زندگی..
  • یاس ...
  • عروسک کوکی
  • فلانیتا
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آدم وحوا
نوشته های پراکنده ی من ....
دیوار ( فروغ نازنین )
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/۱٢/٢

درگذشت پرشتاب لحظه های سرد

چشمهای وحشی تو در سکوت خویش

گرد من دیوار میسازد

میگریزم از تو در بیراه های راه

 

تا بیبنم دشتها را در غبار ماه

تا بشویم تن به آب چشمه های نور

در مه رنگین صبح گرم تابستان

پرکنم دامان ز سوسن های صحرایی

 

بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبه ی دهقان

میگریزم از تو تا در دامن صحرا

سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را

یا بنوشم شبنم سرد علفها را

 

میگریزم از تو تا در ساحلی متروک

از فراز صخره های گمشده در ابر تاریکی

بنگرم رقص دوار انگیز طوفانهای دریا را

 

در غروبی دور

چون کبوتر های وحشی زیر پر گیرم

دشتها را , کوهها را , آسمانها را

بشنوم از لابلای بوته های خشک

نغمه های شادی مرغان صحرا را

 

میگریزم از تو تا دور از تو بگشایم

راه شهر آرزو ها را

و درون شهر ....

قفل سنگین طلایی قصر رویا را

 

لیک چشمان تو با فریاد خاموشش

راهها را در نگاهم تار میسازد

همچنان در ظلمت رازش

گرد من دیوار میسازد

 

میگریزم از فسون دیده ی تردید

می تراوم همچو عطری از گل رنگین رویا ها

میخزم در موج گیسوی نسیم شب

میروم تا ساحل خورشید

در جهانی خفته در آرامشی جاوید

 

نرم می لغزم درون بستر ابری طلایی رنگ

پنجه های نور میریزد بروی آسمان شاد

طرح بس آهنگ

من از آنجا سرخوش و آزاد

دیده می دوزم به دنیائی که چشم پر فسون تو

راههایش را به چشمم تار میسازد

 

دیده میدوزم  به دنیایی که چشم پر فسون تو

همچنان در ظلمت رازش

گرد آن دیوار میسازد

فروغ . . .

سرنوشت ، ممنون . . .

نظرات ()



 
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/۱٠/٢٢

مینشستم خسته در بستر

خیره در چشمان رویا ها

ذورق اندیشه ام ، آرام

 میگذشت از مرز دنیا ها


ادامه مطلب ...
نظرات ()



 
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/۸/٢٠

ای کاش همه چیز بر وفق مرادم بود .

.

.

.

.

ای وای اگر موقعیتی به دستت برسه و تو نتونی ازش استفاده کنی .

.

.

.

.

ای کاش همه چیز بر وفق مرادم میشد .

---------- به امید دیدار

نظرات ()



 
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/٥/۱۸

سلام .. ( چون یکی از اسم های خداست ...)

الان یه نخ سیگار دستمه .. میدونم گفته بودم دیگه نمیکشم 

آخه امشب یه طوریم

دلم میخواد بنویسم

میخوام از این چند وقت بگم

ترس ..

یکم  دچار گنگی شدم ، مسیر و گم کردم واسه چیزایی که میخوام  ... دارم سعی میکنم که پیداش کنم ... علتش هم ترسه .. دارم از این خان هم میگذرم .. وای به دنیا اگر بتونم بگذرم .. وای به کوه های بلند و قله ها ... /

......

دوباره دیدمش  ، همونطوری بود ، همونطوری که روزامو با خیال دیدنش داشتم سپری میکردم، اسمش فلانیتاست ... خوب .ساده و در عین حال کامل ، و قابل احترام .

همش بخاطره موج سینوسیه ... با هم خوبیم .. خوب ... نمیدونم الان کجای موج وایسادیم  اما هر جاش که  هستیم .. جای خوبیه ، هر چند که من هنوز کامل نیستم ، یادمه قبلنا با هم سر همه چی کلی بحث میکردیم ... حرف میزدیم . این خوبه ، خوبه که میشه از یه کسی که حرفتو میفهمه کمک گرفت ... درده دلت ، دغدغش بشه .. این مهمه ...

و من آدمی که کلی درد دل داره .../

کلی خیال دارم ... برنامه .. هدف و .. و ... و ...

( سیگارمم تموم شده ...‌ )

در کل این روزا  روزای خوب تابستونی منه

  و اما یک ترس باقیست  ...

 ترس از نیم سیکل منفی

ولی الان خوبه /

موج سینوسی ./

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ()



 
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/٤/۸

تلنگر ...

بازم تلاش .. با یه رنگه دیگه..

ممنونم ..

ای کاش میشد بتونم  شب ها هم نخوابم ... جدی میگم  ./

خدا کنه امروزو یادم نره .///

نظرات ()



سلام ...
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/۳/٢٤

حالم خوبه ... میخوام ثبت بشه که حالم الان در حال حاضر خوبه :

...................... //

................................................... //

 .............................................................................................................. //

نظرات ()



شاید .....
نویسنده: حامدزمانی - ۱۳٩٠/۳/۸

_ دلم  برای پروانه هایی که تو مسیر نا خود آگاه ( یا شاید خود آگاه ) میخورن به شیشه ی ماشین و میمیرن .............. میسوزه !!!!!

_ سرنوشت چیزی که بهش اعتقاد ندارم ولی یه چیزایی باعث میشه شک کنم که هس .....

_ نفیس .......................................................................................................

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »